فروغ فرخزاد


گاهی باید دروغ را راست پنداشت

و گاهی راست را دروغ!

بـی فریب خوردن 

زنــدگی سـخت است .

فـــراموشی


فــراموش کرده بودم

آستین امــروز

اشــک هـــای دیــروز زا

پــاک نمی کــند .

ایلهان برک


زن هرگـــز نمی رود

تنها از آنچه که هست

دسـت می کـشد .

... ...


با نـوری بیفکن یـا تــوری

ماهی کوچک از تـاریکی این اقیانوس می تــرسد .


مهدی ذوالقدر


یک گـره بر بخت مـن یـک گـره بر روسری

هر کدامش وا شود

من روزگـارم محشـر است .


آرزوی من


سال هــا بعـد ...

یــاد تـــو از خـاطرم خــواهد گذشت 

و نخــواهم دانـست کجــایی

ونـخواهی دانست کجایم 

امـــا ...

آرزوی من برای خوشبختی تـــو ,تـــــو را در بر خواهد گرفت

و احساس خواهی کرد اندکی خوشحال تــر و اندکی خوشبخت تـری

وهــرگز نخواهی دانست چــــرا !

دیـــــــــوار


دیــــوار بـودن حس خـوبی دارد وقتی کسی به آن تکیه می کــند.

....


تاریکی و روشنی 

هر دو با هجوم می آورند ...

عریان و بی پروا

حق انتخاب هم ندارم !!




خـــاطره


خــاطـره یـعنـی ...

یــک ســکــوت غــیر منــتظره

مــیان خـــنده هــای بــــــلنـد .


بــیدل دهـــلوی


دوش سیلاب خیالت می گذشت از خاطرم

خانه ی دل بر سر ره بود ,ویـران کرد و رفت