پشت نقـــــــاب يك زن
اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم
افسوس...!
به تو که فکر می کنم ...
بی اختیار ...
به حماقت خود لبخند می زنم !
سیاه لشکری
بودم ...
در عشق تو !
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم !!!
افسوس...!
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:55 توسط ايــلا |
من برای خودم یک لیوان شراب با طعم ملس بی تفاوتی ریختم.....
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
پیوندها
سايه ها
نقش ها و چکامه های ماهیار چرمچی
BLOGFA.COM