پشت نقـــــــاب يك زن
اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم
... ...
تو مثـل مهندسی هستی
که با ابـزار "مردانه ات"
انـقدر من رو پیـچـوندی
که احساس دوست داشتـنم هـَرز شده...
با "
لام ِ
" لعنتی
عشقم را دار زدی ...
.
با "
د
" دوست دارم
دورم زدی ...
از این همه کشتار و زرنگی چی بهت می رسه که
می چرخی و فــکر می کنی خـودت ،
مرکـز این دایره ای ....!
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:9 توسط ايــلا |
من برای خودم یک لیوان شراب با طعم ملس بی تفاوتی ریختم.....
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
پیوندها
سايه ها
نقش ها و چکامه های ماهیار چرمچی
BLOGFA.COM