پشت نقـــــــاب يك زن
اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم
...
دیـگـــر نه اشـکـــهایم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم .
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:18 توسط ايــلا |
من برای خودم یک لیوان شراب با طعم ملس بی تفاوتی ریختم.....
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
پیوندها
سايه ها
نقش ها و چکامه های ماهیار چرمچی
BLOGFA.COM