با لبخند

نشانی خانه ی تـــو را می خواستم.

همسایه ها می گفتند سالها پیش

به دریا رفت ..

کسی دیگر از او

خبر ندارد !!

به خانه ی تــو

نزدیک می شوم .

تــو را صدا می کنم ...

در خانه را می زنم ...

باران می بارد .

هنوز ..

باران می بارد !!!