چیزی برای گفتن نیست ..

دفترم را می بندم

دل چرکین کسانی هستم

که روی نگاهم عشق بازی میکنند .

چیزی برای گفتن نیست ..

جز پشیمانی برای آغازی که رفت

بوی خستگی میدهم .

رهایم کنید . . .