پشت نقـــــــاب يك زن
اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم
زن
زن
بودنم را
روي طاقچه عادت جا گذاشتم
کنار آينۀ بختم
همان روز که تو
بي قرار تر از باران تند بهاري
ي ک ز ن را با تمام اشک ها و لبخند هايش
ترک کردي.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:16 توسط ايــلا |
من برای خودم یک لیوان شراب با طعم ملس بی تفاوتی ریختم.....
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
پیوندها
سايه ها
نقش ها و چکامه های ماهیار چرمچی
BLOGFA.COM