پشت نقـــــــاب يك زن
اگر به من شادی نفروختند آنرا کرایه می کنم
!
زنی را دیدم؛
چشمانش همیشه نگران!
نگران که کسی سر سفرۀ محبت گرسنه نماند.
اما هیچ چشمی نگران زن نبود !
+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:20 توسط ايــلا |
من برای خودم یک لیوان شراب با طعم ملس بی تفاوتی ریختم.....
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
پیوندها
سايه ها
نقش ها و چکامه های ماهیار چرمچی
BLOGFA.COM